سلام شعر(آناجان) كه بزبان آذري سروده بودم . با آنكه شعر در ترجمه لطافت وجذابيت خود را از
دست ميدهد ولي بنده جهت استفاده عزيزان فارسي زبان سعي كردم مفهوم شعر را حفظ كنم .چون
مادر. عزيز ترين است.
داغ فراق تواي مادرم سالهاست به دل دارم
ز. رنجها كه كشيدي ناله ها بسر دارم
گرسنه ازخون جگربودشيرمن خبر دارم
بيادم آمده.ديوانه گشته. به صحراسفر دارم
آتش هجران تو.در سينه ام زنجيركردم
كه روي شعله سوزان آن خون جگر دارم
زترس ديد مادر.آه خود در سينه ام پنهان نمودم
كه چنگي ميزند اوگيسوان. زيرخاكش من يقين دارم
(محمد)بیست وهفتم بهمن هشتاد وشش